تبليغاتX
فرشاد (مغرورترين پسر دنيا...)
پیشنهاد می کنم این داستان کوتاه رو بخونین!
سلام ...!
اول از همه ... مرسی از نظرهاتون , Email هاتون و اینکه به یادم بودین ... راستش بعلت بعضی سو تفاهم ها که فیلـ... شده بودم و الان که رفع شده , دیگه اون حس و حال سابق رو ندارم  البته وقت هم نمی شه ... بهرحال برگشتم !

هوشنگ : سلام غضنفر چطوری ؟
غضنفر : چاکرم حاجی ! تو خوبی ؟
هوشنگ : فدات ! غلامم ! ... آقا این چه وضعیه ؟ هیچ زید و دافی ندارم !
غضنفر : دست رو دلم نذار که خون ِ ! نه اینکه من دارم ؟؟؟!!
هوشنگ : چی کار کنیم حاجی ؟ کسی که سوار پیکان جوانان ما نمی شه که !
غضنفر : من یه فکر بکر دارم !
...
چند روز بعد...

غضنفر : هوشنگ هوشنگ ! حاضر شو می خواهیم بریم یه جایی !
هوشنگ : کجا حاجی؟
غضنفر : مگه نگفتی چرا هیچ دختری پا نمی ده بهمون ؟
هوشنگ : خب ؟ که چی ؟
غضنفر : من یه آهنگ ساختم !! شعرشم با کمک ننه سمیه گفتم ! بیا بریم استدیو بخونیمش , می ترکه و دیگه دافا از سر و کولمون می رن بالا!
هوشنگ : بابا من که بلد نیستم که!
غضنفر : بیخیال بابا ! کاری نداره که ...بلدی نمی خواد که ... اصلا موسیقی کشور به من و تو نیاز داره !
هوشنگ : آره !راست می گیا ! من هی با خودم می گم یه استعداد نهفته دارم که کفش نشده !! نگو موسیقی و این صوبتاس ؟
غضنفر : آره حاجی ! من می شم غضنفر مانکن , تو هم هوشنگ مخته !! دختر عمه عقدس هم میاد اون وسط پاپ می خونه ! بعد می گیم : ما رو هر آهنگی می تونیم ر پ بخونیم ! بندری , افغانی , کردی , ... کارمون می گیره ها !
هوشنگ : آره آره ... معروف می شیم ! اگه ما وارد موسیقی نمی شدیم واقعا بشریت دو تا مخ رو از دست می دادا !
غضنفر : صد در صد ! بدو بریم ... سر ساعت باید استدیو باشیم ها ! بگیر این شعر تو ... اینم شعر من ... آهنگ هم از چند تا آهنگ بندری و خارجی و اینا بریدم چسبوندم بهم !!محشر شده ...
هوشنگ : چه جوری پخشش کنیم تو ایران که معروف شیم؟
غضنفر : یکی از بچه ها هست ! کارتون خواب بوده تو یکی از شهر های شمال ! بعد تو استدیو ها می خوابیده ! الان یه سایت داره ! باهاش صحبت کردم  آهنگمونو بنویسه : کار جدید و فوق العاده و بمب و تانک و توپ و مسلسل و ویران کننده غضنفر مانکن و هوشنگ مخته و عقدس باربی !! پخش ویژه !
هوشنگ : ایول ! ایول !

...

این داستان می تونه ادامه داشته باشه ! ولی کوتاهش کردم که همه بخونن ... اونا که تو کار دانلود هستن ... کاملا فهمیدن چی گفتم ! اونا هم که نیستن ... شاید یه نمه از آخر داستان رو متوجه نشن ... ولی بقیه داستان کاملا بیانگر اینه که کم کم تو کشور ... خواننده از شنونده داره بیشتر می شه !!

راستی ...! یه خانوم شمالی نظر داده بود که بهش بر خورده! همه ی شهر ها و کشور ها کارتون خواب دارن ! شهر ما هم داره !! من حالم بهم می خوره از کسایی که به یه قشر یا شهر توهین می کنن ... پس اصلا از این فکرا نکنین!

نظرهاتون رو بنویسین اگه دوست داشتین!

2 نوشته شده در  چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 12:12 بعد از ظهر  توسط فرشاد  | 

یک جریان ... یک تجربه برای شما...
سلامی گرم تو این هوای شدیدا سرد !

بی مقدمه ...
وقتی می گم افتخار می کنم تنهام و دوست واقعی ندارم , خیلی ها دلشون برام می سوزه و فکر می کنن خودشون خیلی دوست واقعی دارن !! ولی ... حتما یه روزی می فهمین که اونا هم دوست نبودن ( استثنا هم داشته باشه من ندیدم )

خوشبختانه من از رفیق ضربه نخوردم  و نمی خورم , ولی می خوام یه جریان واقعی رو تعریف کنم براتون , البته اسم نمی برم از طرف که آبروش نره . ولی دور و بری هام خوب می دونن کی رو می گم , اینو برا تجربه بیشتر شما می نویسم و اصلا برام مهم نیست ... بذارین خودش فکر کنه انقدر مهم شده که یک پست از وبلاگ منو اشغال کرده ! نه پشیزی ارزش نداره ...

۴  ۵ سال پیش بود که یکی از دوستای چتیم رو که زیاد هم تحویلش نمی گرفتم بیرون دیدم ! باهام سلام علیک کردیم و ازم دعوت کرد یه دوری باهم بزنیم . منم قبول کردم و چند ساعتی باهم بودیم و بیشتر باهم آشنا شدیم . بعد از اون روز , هر روز زنگ می زد که بریم بیرون و بگردیم ... منم که تنها بودم قبول می کردم ... بعد یه مدت کوتاه حسابی صمیمی شدیم  و منم هواشو داشتم ...

یکم خلاصه کنم بهتره ... این پسره یه شرایط خاصی داشت ... زود به دختر دل می بست و چند بار سر هیچی سر دختر , تا خودکشی پیش رفته بود ... من کلی نصیحتش کردم . انقدر باهاش حرف زدم تا تونستم یکم عوضش کنم ... عاشق یه دختره بود که دختره با اکثر دوستای خودش رفاقت کرده بود !! با کلی حرف دختره رو از ذهنش در آوردم ... می شست ... مشروب می خورد و گریه می کرد ... زار می زد ! تا اینکه تونستم بهش بفهمونم به هر دختری که از راه می رسه نباید دل ببنده ...

عوضش کردم ... از این رو به اون رو شد ! با گشتن با من خیلی ها شناخته بودنش و با رفیقای دور و نزدیک منم دوست شده بود ... خودشم از دوست زیاد خورده بود و فکر می کردم قدر رفاقت واقعی من رو می دونه , خلاصه از تجربیاتم خیلی استفاده کرد ...

حتی ... با اینکه نه سواد موسیقی داشت , نه استعداد و صدای افتضاح و با لهجه غلیظ داشت ... با اینکه حتی هیچی از ریتم نمی دونست , وارد دنیای موسیقیش کردم ... تو اتاق خودم بهش یاد می دادم ... کلی باهاش کار می کردم و می بردمش استدیو ... همه می گفتن این کیه آوردی بابا ؟ همه می گفتن با این لهجه و صدای ضایع چرا با این می خونی ؟ ... منم می گفتم رفیق دیگه ... چه می شه کرد ...

حتی شعر هاشم من می نوشتم و ویرایش می کردم تا کلماتی که با لهجه تابلوش نمی تونه ادا کنه رو ننویسم تو شعر ... خلاصه این آقا پسر رو از همه نظر به یه جایی رسوندم ... مخصوصا همون قضیه دختر و دل بستن و ساده لوح بودن ... توی رپ هم چون اسمش کنار اسم من میومد ... غیر حرفه ای ها و شنونده های عادی زیاد گیر نمی دادن ... البته بارها بهم می گفتن این ضایع است باهاش کار نکن فرشاد ! منم تیریپ خراب رفیق بازی در میاوردم !!

تا اینکه ... این  آقا پسر فکر کرد دیگه انقدر بزرگش کردم که بتونه بدون من رو پاهاش واسته و ... شروع کرد به پشت سر من حرفای مضحک زدن و این مسائل ... منم به کل شوتش کردم بیرون از زندگیم ... الان که از لحاظ موسیقی به کل تعطیله و بدون نظارت من ... شده مضحکه عام و خاص ... کسایی که تو ۳۶۰ ش می نویسن ایول کارت خوبه ... میان به من پی ام می دن ... می گن : نمی خواهیم ناراحت شه اینطوری می نویسیم ... ولی کاش رک بهش بگن که بیشتر از این خودشو خراب نکنه و یه فکر دیگه برای معروف شدن بکنه ! آخه از اوناس که جونشم برا دختر می ده !!

خلاصه ... خیلی خوشحالم که دیگه اسمشو نمیارم ... البته اون چپ و راست پشت سرم حرف می زنه و وقتی میان بهم می گن ... می خندم فقط ...یه سرگرمی جدید شده برام این پسره !

این جریان واقعی رو گفتم که تو زندگی همیشه مواظب باشین و کسی رو از هیچ و پوچ نیارین به یه جایی برسونین ... ! دقیقا مثل یه بچه کرکس می مونن اینجور آدما ! وقتی جوجه ان کاریت ندارن ... بزرگشون که کنی ... نوکت می زنن ....

2 نوشته شده در  دوشنبه 17 دی1386ساعت 0:49 قبل از ظهر  توسط فرشاد  | 

بعضی وقتا شرمم میاد از پسر بودنم !
سلام ...!
۲۰۰۸ هم اومد و لحظه ها گذشتن ... نمی خوام حرفای کلیشه ای که همه می زنن بزنم ... ولی خب واقعا هر سال که می گذره , مشکلات ملت بیشتر و دلاشون سنگ تر می شه ! بهرحال سال خوبی داشته باشین ...

یادمه چند سال پیش که بلاگری بودم برا خودم , راجع به آبروریزی پسرا مطلب نوشته بودم ... ولی بعضی صحنه هارو می بینم که واقعا حالم بهم می خوره از هر چی مرد و پسره !! ...

پسری رو دیدم همین دیروز ... که دختره رو التماس می کرد براش تو Yahoo! 360 توصیفنامه (این فارسیشه . همون testimonial ) بنویسه ... حالا تا اینجاش به اندازه کافی بدبختی پسره آشکاره ! ولی جای بدترش اینه که ... دختره که می بینه پسره سیریشه ... یه چیزایی می نویسه براش ... پسره می ره می بینه و دوباره میاد سراغ همون دختره و می گه...نه اینجوری نه صمیمی تر و احساسی تر  ... عمق فاجعه رو درک می کنین ؟ من یکی که خجالت می کشم ... ! یعنی چی فکر می کنن ؟ فکر می کنن اگه چند تا دختر براشون بنویسن خوشگل و خوشتیپ و بی نظیر و اینا ... ( الکی و از سر سیریش بودن پسره ) معروف می شن ؟ یا محبوب ؟ یا ... واقعا عقده در حد فوران !!

یکی از دوستای دورمم ( پسر ) می گفت : من همیشه برا پسرای لیستم invisible م ... برا دخترا avaiable ! در جا ignore ش کردم ... ! بدبخت دختر ندیده !!

به خداوندی خدا قسم ,هر بلایی سرمون بیاد حقمونه ... چون اکثریت ( کسی به خودش نگیره . معلومه کیارو می گم خب ! ) پست و بی شرفن !

مرسی از حضورتون ...

عکس روز :


این رفیق فابریک همون پسره است که حاضره جونشم بده برا هر دختری !!

2 نوشته شده در  چهارشنبه 12 دی1386ساعت 1:25 قبل از ظهر  توسط فرشاد  | 

سئوال های ابلهانه کامپیوتری
سلام ...

من تو اوج وبلاگ نویسیم هم خیلی کم پیش میومد مطلبی رو از یه جا دیگه نقل قول کنم . ولی این یکی واقعا جالب بود و حیفم اومد شماها نخونیدش ...

دو شرکت کامپیوتری لیستی از احمقانه ترین سئوالاتی که مشتری هاشون پرسیدن تهیه کردن ... کاملا واقعیه ها !

۱- كاربر: كامپيوتر مي گويد هر كليدي را (any key) فشار دهيد اما من نمي توانم دكمه any را روي كي بوردم پيدا كنم؟

۲- كاربر: من نمي توانم كانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض كنم.

۳- كاربر: من با يك نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا كنيد؟

۴- كاربر: اينترنت من كار نمي كند!
مشاور: مودم را وصل كرده ايد ، همه سيم هاي كامپيوتر را چك كرده ايد؟ كاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز كامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام!

۵- كاربر: پسر ۱۴ ساله من براي كامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش كرده؟
كاربر: نه آن را به من نمي گويد چون با من لج كرده.

۶- مشاور: لطفا روي ماي كامپيوتر (كامپيوتر من) كليك كنيد.
كاربر: من فقط كامپيوتر خودم را دارم كامپيوتر شما پيش من نيست.

۷- مشاور: مشكل شما به خاطر نرم افزار اسپاي ويري است كه روي دستگاهتان نصب شده(Spy در انگليسي به معني جاسوس است)
كاربر: اسپاي!؟ ببينم يعني او مي تواند از داخل مانيتور وقتي لباس عوض ميكنم من راببيند؟

۸- كاربر: ماوس پد من سيم ندارد!
مشاور: من فكر كنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد.
كاربر: پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا كند؟ يعني وايرلس است؟

در يك مورد ديگر نيز مركز مشاوره مايكروسافت در انگليس ليستي از سوال هاي ابلهانه مشتريانش را اينگونه منتشر كرده است :

مركز مشاوره : چه نوع كامپيوتري داريد؟
 مشتري : يك كامپيوتر سفيد…

مركز : روي آيكن My Computer در سمت چپ صفحه كليك كن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

مشتري : سلام…من نمي تونم پرينت كنم.
مركز : ميشه لطفاً روي Start كليك كنيد و…
مشتري : گوش كن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!
مشتري : من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي كنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا كنم» من حتي پرينتر رو بلند كردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما كامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش كنه…

مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشكل دارم…
مركز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.

مركز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy كه دوستم از سوپرماركت برام خريده.

مركز : و الآن F۸ رو بزنين.
مشتري : كار نمي كنه.
مركز : دقيقاً چه كار كردين؟
مشتري : من كليد F رو ۸ بار فشار دادم همونطور كه بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته…

مركز : رمز عبور شما حرف كوچك a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد ۷ هست.
مشتري : اون ۷ هم با حروف بزرگه؟

يك مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه…
مركز : شما مطمئنيد رمز درست رو به كار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همكارم اين كار رو كرد.
مركز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.

مركز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي كنيد؟
مشتري : Netscape
مركز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد… Internet Explorer

مشتري : من يك مشكل بزرگ دارم. يكي از دوستام يك Screensaver روي كامپيوترم گذاشته، ولي هربار كه ماوس رو حركت ميدم، غيب ميشه!

مشتري : من بيش از ۴ ساعت براي شما صبر كردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميكشه قبل از اينكه بتونين كمكم كنيد؟
مركز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشكلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word كار مي كردم و دكمه Help رو كليك كردم
بيش از ۴ ساعت قبل. ميشه بگيد كي بالاخره كمكم مي كنيد؟

مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مركز : خوب، و چه مشكلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟

پس می تونین به دانش کامپیوتری خودتون امیدوار بشین کلی !!

2 نوشته شده در  پنجشنبه 6 دی1386ساعت 0:21 قبل از ظهر  توسط فرشاد  | 

رپ تعطیل !

سلام ،

يه مدت طولاني ننوشتم ، چون سر هيچي فيلترم كردن ، آدم ديگه كجاي وبلاگ يا سايتش بنويسه اين سايت طبق قوانين جمهوري اسلاميه نمي دونم ! مگه من چي نوشتم ؟ نه سياسي نوشتم ، نه به قول اينا مبتذل ، نه چيز ديگه !

بهرحال ... خيلي ها گفتن دوباره بنويس ، ولي شور و حال قديما نيستش ديگه ...

بعضي چيزا واقعا حقمونه ها ! خيلي ابله ان بعضيا ...تو طنز چهارخونه مثلا رپ مي خونن ، همه هم مي خندن ، غافل از اينكه پشت اين ماجرا چه خبره ! تو يه قسمت از اون شبكه مثلا ماهواره اي از سياست مي گه ، اونم سياست ضد ايران ، اونوقت همه آهنگ هاش رپه ... نمي فهمين واقعا ؟ مي خوان بگن رپ سياسيه‌! كه نيست ... رپ كاملا اجتماعيه ...

البته حق دارن ! باور كنين حق دارن ! يه سري موزيك نفهم بدبخت ، دختر بهش پا نمي ده ، مي ره سراغ رپ ...! نه ريتم حاليشه نه قافيه ... چه اصراريه بخونه نمي دونم ... فكر مي كنه چون زدبازي اولش فحش خوند و بعدا معروف شد ، اينم بايد با فحش شروع كنه... اينطوري مي شه كه ديد دولت و ملت نسبت به رپ بد مي شه ...

اگه همه آهنگ هاي رپ كه از سايت ها و رو سي دي ها پخش مي شه اصولي و تميز باشه ... كسي هم كاري نداره ... ولي شورش در اومده ديگه ... از هر 10 تا آهنگ رپ 9 تاش كاملا غير اصولي و بدون هرگونه سواد و تجربه موسيقيه ...

بهرحال همين موزيك نفهم ها بد ضربه اي به پيكر رپ فارسي زدن كه جبران ناپذيره ! متاسفم!

اينم تو پارانتز بگم كه بعضي دخترا واقعا ديدشون به زندگي خيلي سطحي و بچه گانه است ... همين الان يه دختر بهم پي ام داد كه اوج خوشحاليش اين بود كه يه رپر معتاد ( رپر ها معتاد نيستن ها ، يه سريشون كه متاسفانه الكي هم اسم در كردن رو مي گم ) تلفنشو جواب داده‌! فكر كنم ديگه هيچي نمي خواست از دنيا ...!

نظرتون رو منطقی و واقعی بنویسین ...

2 نوشته شده در  جمعه 16 آذر1386ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط فرشاد  | 

بازگشت

سلام ...

من برگشتم ... گويا سو تفاهمي شده بود و فيلتر شده بودم!

اين وبلاگ تحت قوانين روز كشور ايران مي باشد و هيچگونه فعاليت خاصي ندارد

منتظر پست هام باشين ...

 

2 نوشته شده در  سه شنبه 7 فروردین1386ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط فرشاد  | 

خداحافظ مغرورترين پسر دنيا ! (البته موقتا)

يه مدت كوتاه شايدم نسبتا بلند مي رم مرخصي ...

سال نو رو پيشاپيش به همه دوستاي واقعيم و بازديدكننده هاي هميشه خوبم تبريك مي گم . اگه دلتون پاك باشه روزهاي خوشي هم خواهين داشت .

به اونايي كه تو پست قبلي نظر دادن و سر نزدم الان سر مي زنم ، به اونايي هم كه تو اين پست نظر مي دن تو اسرع وقت سر مي زنم حتما ... اگه هم كسي از پست هاي قبلي از قلم افتاده ، مطمئن باشه عمدي نبوده ، حتما يادآوري كنه بهم لطفا . اونايي كه لينكمو گذاشتن و من نذاشتم با كليك كردن رو اينجا خبر بدن .

بخش چه شكليم رو ديده بودين ؟ اين كنار ؟ نوشته بودم اين قسمت رو بيخي !
با اينكه خودم دوست ندارم اين كارو بكنم ، يعني نمي خواستم عكسمو بذارم ، ولي اگه خواستين مي تونين با كليك كردن رو اينجا منو ببينين. نترسينا از قيافم!

از مديريت بلاگفا هم مي خوام تو اين مدت كه نيستم وبلاگمو نبنده ، فكر كنم اين همه پست بتونه باعث شه وبلاگم باز بمونه !

همه اونايي كه وبلاگمو مي خوندن ... مرسي مرسي مرسي !

اين خداحافظي براي هميشه نيست ...

در پايان : كاش قدري ، آسمان آبي بود!

2 نوشته شده در  شنبه 13 اسفند1384ساعت 1:39 بعد از ظهر  توسط فرشاد  | 

دخترا ، پسرا ... بچه نشين بابا!

سلام ...
چرا هميشه نصف شب update كنم ، خب يه بارم صبح اومدم!

خيلي ها تو نظرات ، E-mail ، PM مي گن كه : تو چرا با دخترا لجي ؟ چرا از دخترا بدت مياد ؟! خيلي عجيبه كه همچين برداشتي از من دارين ، البته شايد هم حق دارين . ولي همه پسرا بايد اينطوري باشن . بايد يه چيز عادي باشه . ولي ديگه انقدر پسرا ناز دختر كشيدن كه وقتي يكي غرور واقعي و عاديشو داره ، همه تعجب مي كنن ...

بعضي ها هم با اسم وبلاگم حال نمي كنن . به اونا هم بايد بگم كه معني غرور رو نمي دونن . غرور رو با از خود مرسي بودن اشتب مي گيرن . نمي خوام حرف تكراري بنويسم ، پس اگه با اسم وبلاگم مشكل دارين ، لطفا دومين پست وبلاگمو بخونين .

يه سري از دخترا با اين كه كم سني هم ندارن ، انقدر بچه گونه تو رويا سير مي كنن كه بيا و ببين ! . يارو دختره فكر مي كنه قيافه و اندامش خداست و يه شهر هلاكشن و كلي طرفدار داره . البته خودشم اونور قضيه رو مي دونه ها . يعني واقعا نمي بينه پسره واسه چي مي خوادش ؟ باور كنين چندين بار خودم با چشم خودم ديدم كه پسره با ماشين مي خواد شماره بده ، دختره رو نديده ها!! يعني از پشت مي ره مي گه خانوم مي خوام باهات رفيق شم! يعني هنوز قيافه دختره رو نديده و پيشنهاد مي ده . بعد ... فرداش ، همون دختره كه نديده پسنديدنش (!) با چه ذوق و شوقي برا دور و برياش جريان رو تعريف مي كنه و مي گه : آرره! فلان كس با فلان ماشين بهم پيشنهاد داد ...

آخه دختر ساده! يه تاكسي دربست بگير ، بگو پسره رو تعقيب كنه ، اگه چهار تا خيابون اونور تر به يكي ديگه با همين شرايط شماره نداد !... يعني آدم خودشم مي تونه گول بزنه ؟

فقط دخترا نيستنا ! بعدا نگين فرشاد فقط از دخترا بد مي گه! نه ... خب پسرا هم از اين ساده بازيا دارن ... يارو پسره ، با كلي ناز كشيدن به دختره شماره مي ده . فكر مي كنه دختره عاشق چشم ابروش بوده شماره گرفته ! مي ره تو حس ... كه فلاني عاشقم شده، كلي دل مي بنده ... چند ماه مي گذره و پسره عين خر تو دنياي عشق و عاشقي سير مي كنه كه يهو با ديدن دختره با BF فابريكش مث سيبي كه افتاد زمين و جاذبه زمين كشف شد با سرعت نور از عرش مي افته رو فرش !

خلاصه اينكه ... دخترا و پسرا ! يه نصيحت دوستانه ... وقتي فكر مي كنين به كسي 101% هم اعتماد دارين ... بازم اعتماد نكنين !

ا... از مسير بحث منحرف شدما ! مي خواستم اينو بگم كه ...دخترايي كه شاخ مي شن و مي گن كه هر روز 60 تا پيشنهاد دارن و پسرايي كه تو فضان كه روزي كلي شماره خرج مي كنن ! واقع بين باشن ... يعني همون دخترا مطمئن باشين كه همون كسي كه تو خيابون بهتون شماره داده ...به 10 تا زشت تر از تو و 10 تا سر تر از تو هم شماره مي ده! و پسرا هم بدونين كه همونطوري كه اين كار سرگرمي شما شده ، سرگرمي دخترا هم شده و باز اين چندين تا حالت داره ! يا به ريشتون مي خندن با رفيقاشون ، يا زنگ مي زنن و تيغتون مي زنن ، يا شما رو بعنوان آژانس مفتي مي خوان يا ...يا ...يا ....

چرا مي زنين ؟ دارم مي رم خب ! راستي ... مي دونستين برعكس ايران با فرهنگ ما (!) كه دختر پسرا همزمان با چند نفر بودن رو كلاس مي دونن ، متمدن ترين كشورهاي اروپا ، اين چيزا اصلا كلاس نيست ! و عشق واقعي خيلي بيشتر از اينجاس ... لعنت به عقده اجتماعي ...!

عكس امروز :


عكس ني ني گذاشته بودم ، عكس پيشو هم گذاشته بودم (پست هاي قبلي ) حالا اين ني ني و پيشو همديگرو پيدا كردن ! ولي مثكه گربهه زياد تو شرايط خوبي به سر نمي بره

2 نوشته شده در  شنبه 6 اسفند1384ساعت 11:52 قبل از ظهر  توسط فرشاد  | 

CNN و دهن بيني و Valentine و ...

سلام سلام سلام...

ببخشين كه دير شد ... زيادم دير نشدا ... شد ؟! خلاصه شرمنده ... حس Update نميومد خب ...

اول از تدبير و سو استفاده اين سايت CNN بگم بهتون :

اكثرتون راي گيري ها و نظر سنجي هاي CNN راجع به حذف ايران از جام جهاني و كاريكاتورهاي ... ديدين . واقعا خوب كارشون رو بلدن . دست مي ذارن رو احساسات ملت و خودشون سودشون رو مي برن . مثلا مسئله هسته اي و جام جهاني ... ايران بهرحال مي ره جام جهاني و CNN و ده تا سايت گنده تر از اون هم نظرسنجي بذاره و جوابش اين بياد كه ايران نره جام جهاني ... مي ره. چون سياست رو نمي تونن قاطي ورزش كنن . ولي CNN اين نظر سنجي رو گذاشت و باعث شد رگ غيرت ملت بزنه بيرون و آدرس اين صفحه از سايت دست به دست چرخيد . حتي پرشين بلاگ اونو بخشي از تبليغاتش كرد . اين يعني چي ؟

آره ! تبليغات مفت ... CNN از sponser هاش بابت هر click پول مي گيره و شما كلي دلار ريختين تو جيب شركت يا آژانس خبري . كه برين و جواب NO رو به نرفتن ايران به جام جهاني بدين . الان اون نظر سنجي آرشيو مي شه و نه FIFA باهاش كار داره نه كس ديگه . مفت مفت سايت رو براشون تبليغ كردين و بس !

الانم كه ديد كارش گرفته ... گفت چرا فقط ايران بذار غيرت همه رو جوش بيارم . تا ميليون دلار پول بزنم . الانم يه نظر سنجي براي اين كاريكاتور هاي اخير گذاشته . خب راي بديم كه چي ؟ همه ديدن ديگه ... همه مسلمونا ريختن بيرون ... همه فهميدن همه مخالف اين كار بودن . ديگه CNN چي كاره است ؟ روزي 60 تا PM to all مي زنن كه برين تو نظر سنجي محكوم كنين اين كارو. بازهم همون قضيه قبلي مي شه البته با دلار هاي چرب تر!

ـــــــ

Valentine هم رسيد و كار و بار عروسك فروشي ها و فانتزي كار ها سكه است ... Valentine همه عشاق واقعي (كه انگشت شمارن!) مبارك. بقيه هم به اسم عشق دارن حالشون رو مي كنن (ضربه هارو بيخي شيم حالا) Valentine همه مبارك!

اينم كادو من به همه شما ... كليك كنيد 

ـــــــ

چرا ما آدما انقدر دهن بين و كم اراده ايم آخه ؟ ... اصلا نمي تونيم خودمون باشيم و هميشه واسه ديگران زندگي مي كنيم . يه مثال ساده بزنم ؟ مثلا تا چند سال پيش ، هر كي تو يه پارتي تكنو مي زد ، همه مي گفتن : كارش درسته ! . ولي الان مي گن خز شده و همون آدما ديگه تو مهمونيا تكنو و بريك نمي زنن ... چرا ؟ مي گن ... مي گن ... مي گن ... جوات شده . يارو 5 6 سال خودشو كشته حركت ياد گرفته ، بخاطر حرف ملت بايد هنرشو بذاره دم كوزه . تو اروپا هنوزم فستيوال هاي تكنو برگزار مي شه . نمي دونم والا ! حتما خون ايرونيا رنگي تر از اروپايي هاست . اونجا خز نشده اينجا شده!!

يا مثلا تا زدن پايين شلوار ، تا چند سال پيش كه مد نشده بود ، يكي اين كارو مي كرد خود كسايي كه الان هر روز يه مدل تا مي زنن پايين شلوارشون رو بهش مي خنديدن . يا اقلا اگه خيلي بافرهنگ بودن ، تو دلشون مسخرش مي كردن . ولي الان...

چي مي شد اگه هر كي خودش بود ...؟

ـــــــ

نمي دونم چقدر بنويسم تو هر پست كه خسته نشين . بهرحال همينجا تموم مي كنم . عوضش امروز پستم كليپ بازاره ! يكي كه يه كليپ كوچولو برا ولنتاين بود . دو تا هم :

رقص خنده دار اين دخترخانوم با آهنگ تكنو
- اين دو تا دختر هم حوصلشون سر رفته خونده ، رقصيدن ضبط كردن ! باحاله

همين ديگه!
برم به همه كسايي كه برا پست قبلي نظر داده بودن سر بزنم ..

عكس امروز :


برا همينه كه مي گن خانوما زياد پاشنه بلند نپوشن ديگه ... ايناهاش!

2 نوشته شده در  سه شنبه 25 بهمن1384ساعت 0:6 قبل از ظهر  توسط فرشاد  | 

روانشناسي در نت ورك ماركتينگ ! (زيرشاخه بازي و اين صحبتا!)

بي مقدمه ! سلام ! اولش بگم كه حرفام به اونايي كه تو كار نت ورك ماركتينگ ان بر نخوره ، مطمئن باشين يكي واقعا بخواد بياد و زير شاختون شه ، حرفاي (مي شه گفت طنز) من ، نمي تونه تاثيري روش داشته باشه . منظورمم مسخره كردن كار شما نيست . پس بريم!

1 . به دوستتون مي گين : دروازه خوشبختي رو پيدا كردم ، دلم نمياد تنهايي برم توش ! مي خوام تو رو هم شريك كنم تا با هم و همزمان خوشبخت و پولدار شيم ! پس فرصت رو از دست نده و بيا زير مجموعم شو . اين فرصتا كم پيش ميادا تو زندگيت!!

2 . واسه شما اصلا مهم نيست زير شاخه (!) اصــــــلـــــا ... و فقط عاشق چشم و ابروي دوستاتونين و مي خواهين هرجوري شده ، حتي بزور اونارو به خوشبختي ابدي برسونين!

3 . به هر كي مي رسين مي گين : يه تجارت توپ پيدا كردم و تو كارشم! ( با اينكه يه يك تومني هم دستتون نرسيده) مي گين : كلي پول ازش زدم! اصلا همين ماشين رو مي بيني ؟ ( ماشين بابا بيچارش!) از همين راه خريدمش ... بيا توضيح بدم!!...

4 . اين شركت با بقيه شركت ها خيلي فرق داره جون تو!! ... اين شركت اصلا نحوه پورسانت دهيش متفاوت و واقعيه ... من همشو تست كردم و از اين نتيجه گرفتم ، اصلا اين خداست! اين آخرشه . زندگيمو گذاشتم سرش . تو هم بيا . ضرر دادي با من! ( 1000 تومن بزور پيدا مي شه ته جيبتون ... حالا اگه طرف ضرر داد هم با شما!!)

5 . اين شبكه كه من عضوم توش ، كارش كاملا قانونيه ! شرعي هم هست ... اصلا مجلس تصويب كرده كه فقط اين يه شركت (!) آزاد باشه ... ( بيچاره مجلس روحشم خبر نداره و همشو حرام اعلام كرده!)

6 . دخترعمه هديه تهراني رو مي شناسي ؟! ... نمي شناسي ؟ به ! بابا از زيرشاخه هاي خودمونه! ميلياردر شد رفت ... ( جالب اينجاس كه اون زير شاخه شما بوده و ميلياردر شده ، ولي شما پيكان 57 مي رونين!)

7 . خيلي وقتها هم ... كسايي رو كه مي دونين مخشون دير زده مي شه ، بهشون مي گين :

- فلان كس ! كار واجبي دارم باهات ... اصلا كارو بيخيال ... بيا يه دور باهم بزنيم ... بد دلم هواتو كرده خدايي! ... كي ببينمت !؟
+ پرزنت مرزنت نيس كه ؟ من نيستما
- نه بابا ! پرزنت كيلويي چند ؟ مي خوام ببينمت بابا !
+ باشه ساعت ... فلان جا باش .
- خدافظ

سر قرار :
- خوبي تو؟
+ مرسي تو چطوري ؟
- نوكرتم! ... ببين خوبي ديگه ؟ ... چيزه ... پول مول تو دست و بالت هست ؟ مي خوام يه حالي بدم بهت!
.............!

8 . ببين ... اصلا تو بيا ! زير شاخه هات با خودم ... خب ؟ همه زيرشاخه هات با من . تو بيا دست به سينه بشين . اون با من!! ( بعد عضو شدن و زير مجموعه شدن ... بال راست و چپ طرف عمري خاك مي خوره!)

9 . اگه باهاشون مخالفت كنين ... مي گن : باشه ! هر جور راحتي ! ولي فردا ديدي با بي ام و آخرين مدل جلوت ترمز زدم ! نگي نگفتيا ... باشه من خوبتو مي خواستم ... رفيقمي خواستم آينده داشته باشي ...باشه ...باشه ...! .... ولي بيا ها !! بخدا خوبه!

10 . (وعده به پسرا) پسر! نمي دوني كه! جلسه پرزنت مي ذاريم ... اكس پارتي جلوش لنگ مي ندازه ! هر چي دختر تاپه تو اين جلسات پرزنت ما ... هي پرزنت مي شن ... هي پرزنت مي شن ... ولي بايد حتما زيرشاخم شي تا راهت بدن تو اين جلسات!

(وعده به دخترا) مي دوني كه شبكه ما شبكه پولدارهاست ... يعني مايه دارا ميان سرمايه گذاري مي كنن ... پسراي خوشتيپ ، آس ، مايه دار تو جلسات پرن ! اصلا تو قراره شوهر آيندتو ، مرد روياهاتو تو جلسات ما پيدا كني ... تو عضو شو ! بقيش با من !

11 . بيا برم چهارشنبه قراره يكي از بچه ها پول رو بكشه بيرون از حسابش ... ببين تا باورت شه !‌(چهارشنبهه هيچ وقت نمي رسه!!)

12 . وقتي به پرزنت كننده ، مي گين كه قراره يه جاي خوب كار كنين . مي گن : مگه ماهي چند قراره بگيري تو ؟ (هرچند هم بگين يه قيمت خفن بالاتر از اون مي گن و ادعا مي كنن تو نت ورك ما قراره انقدر پول بزني ماهي !)

13 . پسرا وقتي بگين : بابا بيخي نت ورك ماركتينگ ! من عاشق يه دختره ام مي خوام بگيرمش ، باباش پسر پولدار دوست داره! ... همينجا حرفتو قطع مي كنن و مي گن : كليدش دست منه ! تو بيا زيرشاخه من شو ... به يه پولايي برسي كه باباي دختره التماستو كنه كه دامادشون شي ...!

و خيلي چيزاي ديگه كه نمي نويسم آخه دوست ندارم طولاني شه متنم و دوستاي خوبم خسته شن ...

عكس امروز :


آخـــــــی ! پـــيـــشـــو ...

2 نوشته شده در  دوشنبه 10 بهمن1384ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط فرشاد  |